وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

کجای این شب سنگی خودم را جاکنم امشب


کجای این شب سنگی خودم را جاکنم امشب
خودِ گُم کرده را آخر کجا پیدا کنم امشب

شبی تارست و بی روزن غم است و خستگی با من
نمی دانم چگونه با غمت فردا کنم امشب

شرابی نیست ؛خوابی نیست, نور آفتابی نیست
چگونه از سرم یاد و خیالت وا کنم امشب

زچشم سایه ها پنهان خودم را می کشم هرجا
مگر پیدا تو را جایی منِ رسوا کنم امشب

کجا پنهان شدی از من تو ای عشق توان فرسا
که باید هستی ام را از همه حاشا کنم امشب

خراب غربت خویشم غریب لحظه ها بی تو
چگونه با غریبی های تلخم تا کنم امشب

کسی دردم نمی داند کسی حرفم نمی خواند
دگر باید خودم را از جهان منها کنم امشب

نظرات 0 + ارسال نظر
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.