نوشتم درد دلهایم ، همه گفتند عالی بود
ندانستند که درمان ، برای زخم کاری بود
نوشتم درد دلهایم ،شبیه شعر بر دفتر ندانستند که هر شعرم، برای یادگاری بود
نوشتم درد دلهایم، همهوخواندند اما حیف ندانستند
که سوز من، همه از غمگساری بود
نوشتتم درد دلهایم، همه گفتند شاعر شد نداتستتد
که دلتنگی، دلیل بیقراری بود
نوشتم درد دلهایم ، گهی شاد و گهی غمگین ندانستند
که این خنده، فقط چهره نگار بود
نوشتم درد دلهایم ، زدست روزگار بد تدانستند که اشک
چشم ، برایم برد باری بود
نوشتم درد دلهایم ،به شبها کنج خلوت ...