-
شـب
پنجشنبه 4 آذر 1395 12:12
شـب چہ حڪایت قشنگیست ؛ آدم را وادار به فڪر ڪردن ، به آنهایی میڪند ڪہ عزیزند....
-
تو ممکن است در تمام دنیا
پنجشنبه 4 آذر 1395 12:10
تو ممکن است در تمام دنیا فقط یک نفر باشی, ولی برای بعضی افراد, تمامِ دنیا هستی...!
-
چه کسی می توانست
پنجشنبه 4 آذر 1395 12:09
چه کسی می توانست مثل من تو را توصیف کند؟ این شعرها، تویی تقصیر من نیست اگر تو ذاتا ممنوعه ای بگذار اجازه ی چاپ ندهند شعرهایی که برایت گفتم در حافظه ی مردم منتشر خواهد شد و جاودانگی جاودانگی ست چه در تاریخ چه در یک دفترچه همه ی تو جز نامت در این شعرهاست یک روز همه "تو" را خواهند شناخت و اگر هم نشناسند به...
-
وقتی عاشقش شدم که دیدم ….
پنجشنبه 4 آذر 1395 12:08
وقتی عاشقش شدم که دیدم …. هیچوقت دلمو نشکست .... هیچوقت بهم نه نگفت… همیشه در جواب بچه بازیهام …خندید و گفت: عاشقه همین کاراتم
-
چه مهتاب باشد
پنجشنبه 4 آذر 1395 12:07
چه مهتاب باشد چه شب بی نهایت برای دل تنگ، فرقی ندارد...
-
مراقب قلبها باشیم ...
پنجشنبه 4 آذر 1395 12:05
مراقب قلبها باشیم ... هیچ چیز آسان تر از قلب نمیشکند ...
-
چشم هایم را می بندم
پنجشنبه 4 آذر 1395 02:00
چشم هایم را می بندم تا تو را فقط تو را میان همه ی تلخی ها تصور کنم اینجا ابرها باران ندارند صورتم خیس خیالات توست...
-
تو را از من ربوده اند
پنجشنبه 4 آذر 1395 01:57
رؤیاها تو را از من ربوده اند و من پر از بغض نیمکت های پائیز به بارانی می اندیشم که در دلداری دست هایم خودش را خسته می کند و درین منظره ی تنهائی ریشه های خاطره آب می نوشند... پرویز صادقی
-
وقتی تنور دلت گرم باشد
پنجشنبه 4 آذر 1395 01:55
وقتی تنور دلت گرم باشد نان مهربانیش را میخوری.. هرچه دلت گرمترباشد مهربانیت بیشتر و روزگارت آبادتر است... تنور دلتون گرم،گرم...
-
بعضیها را هر چه قدر بخوانی...خسته نمیشوی!
پنجشنبه 4 آذر 1395 01:53
میدانی... بعضیها را هر چه قدر بخوانی...خسته نمیشوی! بعضیها را هر چه قدر گوش دهی...عادت نمیشوند! بعضیها هرچه تکرار شوند... باز بکر هستند و دستنخورده! دیدهای؟ شنیدهای؟ بعضیها بی نهایتند! مثل مادر...
-
ایستاده ام آن سوی باورهایت ...
پنجشنبه 4 آذر 1395 01:52
ایستاده ام آن سوی باورهایت ... گاهی دست تکان می دهم و گاهی کمی می میرم تو اما نه دلتنگی می فهمی و نه سکوت را مرده ها برای دل تنگ شدن بهانه نمی خواهند ! بهنام_محبی_فر
-
حــالا کـه رفـته ای
پنجشنبه 4 آذر 1395 01:48
حــالا کـه رفـته ای از خـودم مــی پرسم بــــاران دیـگر بـرای چـه مـی بارد ... ((محمد شیرین زاده))
-
گاهی اوقات،
پنجشنبه 4 آذر 1395 01:46
گاهی اوقات، باید نقش یه احمق رو برای احمقی بازی کنی که... فکر میکنه داره احمقت (خرت) میکنه!!
-
برایم نخند
پنجشنبه 4 آذر 1395 01:44
برایم نخند ..!! جنبـہ ندارم.. عاشقت میشوم... میگذارے میروے ، من میمانم .. و شعرهایے ڪـہ هیچ وقت بـہ دستت نمیرسد ...
-
"بنام مادر"..مینویسم به عشق مادر،،،
پنجشنبه 4 آذر 1395 01:42
"بنام مادر"..مینویسم به عشق مادر،،، پا به پای غم من پیر شد و حرف نزد...! داغ دید از من و تبخیر شد و حرف نزد...! شب به شب منتظرم بود و دلش پر آشوب.! شب به شب آمدنم دیر شد و حرف نزد.! غصه میخورد که من حال خرابی دارم...! از همین غصه ی من سیر شد و حرف نزد! وای از آن لحظه که حرفم دل او را سوزاند! خیس شد چشمش و...
-
خـدایا بجز خودت به دیگری
پنجشنبه 4 آذر 1395 01:41
خـدایا بجز خودت به دیگری واگذارمان نکن تویی پروردگار ما پس قراردہ بی نیازی درنفسمان یقین در دلمان روشنی در دیدہ مان بصیرت درقلبمان . . .
-
دوستــت دارم . . .
چهارشنبه 3 آذر 1395 23:48
دوستــت دارم . . . تکــه کلـام تــــو بــــود . . . مــن بــی جهــــت . . . بــــه آن تکیـــه داده بـــودم . . .
-
بــــاران . . .
چهارشنبه 3 آذر 1395 23:45
بــــاران . . . نمکـــی ســــت . . . کــه روی جــای خـالــی ات می ریــزد . . . عجیــب میسوزانـــد . . .
-
همیشه افراد ساکت را
چهارشنبه 3 آذر 1395 23:43
همیشه افراد ساکت را دوست داشته ام، هیچگاه نمی فهمی که درحال رقصیدن در رویای خود هستند یا دارند سنگینی بار هستی را به دوش می کشند...
-
من ، اسم تو را در دیوارِ قلبم حک کرده ام ..
چهارشنبه 3 آذر 1395 23:41
من ، اسم تو را در دیوارِ قلبم حک کرده ام .. اسم تو را در رنگِ عشق حل کرده اند و به دفتر نقاشی دلم پاشیده اند .. وقتی که ، اسم تو را صدا می زنم تمام واژه ها لبخندی به صورتم پیوند می زنند .. حتی آسمان هم ، وقتی اسم تو بر منقار پرنده ای که در حال پرواز است لبخند می زند .. اسم تو ، در میان این همه واژه پیچیده ترین است...
-
به عشق که می رسد
چهارشنبه 3 آذر 1395 23:39
به عشق که می رسد انتخاب خودش را دارد دل را می گویم بی آنکه بیندیشد به شب هائی که می آیند و او تنهاست !
-
میدونی چرا میگن
چهارشنبه 3 آذر 1395 23:38
میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه” وقتی یه سنگو تودریا میندازی فقط برای چند ثانیه اونو متلاطم میکنه وبرای همیشه محو میشه ولی اون سنگ تا ابد ته دل دریا موندگاره سعی کنیم مثل دریا باشیم... فراموش کنیم سنگهایی که به دلمون زدن با اینکه سنگینیشونو برای همیشه توی دلمون حس می کنیم.... دلاتون دریایی....
-
دیگر بهار هم تکرار دلگیری ست
چهارشنبه 3 آذر 1395 23:36
دیگر بهار هم تکرار دلگیری ست وقتی چشم های تو نمی آیند تا تو به آخر نرسی کلاغ هیچ قصّه ای به خانه اش نمی رسد .
-
خیالم را کجا بگذارم
چهارشنبه 3 آذر 1395 23:35
خیالم را کجا بگذارم که چشم های تو از قبل آنجا نباشند ...
-
سکوتم پر از
چهارشنبه 3 آذر 1395 23:34
سکوتم پر از نت های چشم توست در نگاهت قاصدک کف می زند پروانه می رقصد با تاب چشمانت پر از آواز گل ها می شوم !
-
زنهـا هرگزنمے گویـنـد
چهارشنبه 3 آذر 1395 23:32
زنهـا هرگزنمے گویـنـد تــو را دوسـت دارم... ولے وقتے از تــو پرسیدند: مـرا دوسـت دارے؟ بـدان ڪـہ درون قلب آنهـا جـاے گر؋ـتـہاے ...
-
من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز میکنه
چهارشنبه 3 آذر 1395 23:24
من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز میکنه کی با بالای شکسته با تو پرواز میکنه راست بگو من نباشم اخمای پیشونیتو کی میاد دونه دونه با حوصله باز میکنه من نباشم کی میاد ناز نگاتو میخره کی میاد دنبال تو ، تو رو تا خورشید ببره کی میاد سراغ رویات تو شبای مهتابی کی بیداره تا تو خوابت ببره کی قایم میشه تو ابرا تا تو راحت بتابی
-
قرارمان این شب ها که نیستی...
چهارشنبه 3 آذر 1395 23:22
قرارمان این شب ها که نیستی... باشد پای تابیدن های ماه.... حواسم هست که توهم همان ماهی رامی بینی که من میبینم اینجا... بدون تو... قرارمان باشد با ماه... برساند نگاهم رابه نگاهت... بی کم و کاست...
-
آنچه انسانها را کنار هم نگه میدارد
چهارشنبه 3 آذر 1395 23:21
آنچه انسانها را کنار هم نگه میدارد شباهتهایشان نیست، درک و شعورشان نسبت به تفاوت هایشان است..
-
عاشقانـہ اے بالاتر
چهارشنبه 3 آذر 1395 23:20
عاشقانـہ اے بالاتر از این ؟ صحنـہ ے در آغوش ڪشیدن " تو ست " ڪارگردان مدت ها ست " ڪات " دادہ ولے من و تو از هم جدا نمے شویم ..