-
گاهی باید بخشید
چهارشنبه 3 آذر 1395 01:10
گاهی باید بخشید کسی را که بار ها او را بخشیدی و نفهمید تا در آرزوی بخشش تو باشد.... گاهی نباید صبر کرد باید رها کرد و رفت تا بداند اگر ماندی رفتن را بلد بودی..... گاهی بر سر کار هایی که برای دیگران انجام میدهی باید منت گذاشت تا ان را کم اهمیت ندانند.... گاهیی باید بد بود برای کسی که فرق خوب بودنت را نمیداند...... و...
-
عشق شدی...
سهشنبه 2 آذر 1395 14:07
من تو را به هر زبانی که ترجمه کردم عشق شدی...
-
"خوبی؟"
سهشنبه 2 آذر 1395 14:06
"خوبی؟" گاهی با تمام تکراری بودنش غوغا می کند و در جوابش می توان بزرگترین دروغ ها رو گفت: " خوبم "
-
حواست هست !!
سهشنبه 2 آذر 1395 14:05
حواست هست !! بـہ هر درے ڪـہ مے زنم ؛ دوستت دارم ...
-
حلقه ی اشک را ..
سهشنبه 2 آذر 1395 14:04
حلقه ی اشک را .. می اندازم دورِ چشم... راه می افتم دوباره امشب.. با نیامدنت قرار گذاشته ام...!
-
گران باش
سهشنبه 2 آذر 1395 14:02
گران باش بگذار تا بهایت را پرداخت کنند آدمها چیزهای مفت را مفت از دست می دهند ...
-
اینکه باهات حرف نمیزنم
سهشنبه 2 آذر 1395 12:26
اینکه باهات حرف نمیزنم دلیل نمیشه دلم تنگ نشده باشه !
-
نیازمندیم به خبرهای خوب
سهشنبه 2 آذر 1395 12:20
نیازمندیم به خبرهای خوب به مرهم، به دلهایی بدون داغ... نیازمندیم به اشک هایی از سر شوق به دلهره های اتفاقات خوب به مهربانی بیشتر... نیازمندیم به اخباری با دو خط لبخند
-
وقتی کسی تو را میرنجاند
سهشنبه 2 آذر 1395 12:18
وقتی کسی تو را میرنجاند ناراحت نشو چون این قانون طبیعت است که درختی که میوه شیرین تر دارد سنگ بیشتر می خورد
-
من شکوفایی گلهای امیدم را
سهشنبه 2 آذر 1395 12:15
من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم و ندایی که به من می گوید "گر چه شب تاریک است دل قوی دار سحر نزدیک است"
-
دور از منی و هنوز هم روی لجی
سهشنبه 2 آذر 1395 12:05
دور از منی و هنوز هم روی لجی چون آیینه ای و با من انگار کجی چندیست که ورد شب و روزم این است ای عشق اجی مجی لا ترجی
-
نبودنت
سهشنبه 2 آذر 1395 11:47
نبودنت این نیست که تو نباشی دست خیالی ست که پیش تو می برد مرا جهان سیاهُ سفیدم از تو رنگی می شود و من زیر باران عشق با جیب های پر از یادُ خاطره از کوچه باغ های یک عاشقانۀ آرام به خانه بر می گردم نبودنت بوی یاس می دهد من به تو آلوده ام پرویز صادقی
-
آب و جـــــارو مے ڪــنم ،
سهشنبه 2 آذر 1395 11:44
آب و جـــــارو مے ڪــنم ، دلـــم را.... ریــســـہ هاے رنــگے، عـــود و اســپـند و یـڪ موســیقے ملایـــم حرف ڪـمے نیـسـت تــو قـرار اسـت بگـذرے از خیـالــم...
-
بعضی چیزها را نمیشود گفت.
سهشنبه 2 آذر 1395 11:41
بعضی چیزها را نمیشود گفت. بعضی چیزها را احساس میکنید. رگ و پی شما را میتراشد، دل شما را آب میکند، اما وقتی میخواهید بیان کنید میبینید که بیرنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عینا همان تابلوست. اما آن روح، آن چیزی که دل شما را میفشارد، در آن نیست.
-
نگهداری آب در«ظـرف مسی
سهشنبه 2 آذر 1395 11:39
نگهداری آب در«ظـرف مسی» ونوشیدن آن در لیوان مسی باعث دفع گازها و رفع مشکل سوء هاضمه می شود. زیرا «مس حل شده در آب»باعث حرکت بهتر معده شده و درنتیجه بهبود هضم غذا میشود.
-
اگه قلب کسیو شکوندی و
سهشنبه 2 آذر 1395 11:37
اگه قلب کسیو شکوندی و اون همچنان مثل قبل با ذوق و احترام باهات صحبت کرد ، بهش اعتماد کن، اون واقعا دوسِت داره...
-
آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منم
سهشنبه 2 آذر 1395 11:26
آنکه دائم نفسش حس تو را داشت منم این چنین عشق تو در سینه نگهـــداشت منم.. . آنکه در ناز فرو رفته و شاداب ، توئی آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منم.... دگر آنکه نگشود دفتر احساس ، توئی آنکه رویای تو را خاطره پنداشت منم.... آنکه کافر به دل مومن من بود توئی آنکه هر شعر تو را معجزه انگاشت منم..... آنکه بر سینه ی من خنجر غم...
-
دو قدم مانده به خندیدن برگ
سهشنبه 2 آذر 1395 11:24
دو قدم مانده به خندیدن برگ یک نفس مانده به ذوق گل سرخ چشم در چشم بهاری دیگر یک سبد عاطفه دارم همه ارزانی تان نوروزتان پیشاپیش مبارک
-
خیالم را دوست دارم
سهشنبه 2 آذر 1395 11:23
خیالم را دوست دارم تو هر روز از آنجا عبور میکنی دستم را گرفته ای و با آن خنده های همیشگی و چشمان پر از حرفت مرا غرق در خودت میکنی یادت نرود هر روز به خیالم سر بزنی که من با خیالم زنده ام....
-
وعده کرده بودی به بهار
سهشنبه 2 آذر 1395 11:21
وعده کرده بودی به بهار چقدر فصل ها را تا رسیدنت ورق زدم ... بیا همین جای شعر شکوفه بزن بهار نزدیک است ....
-
برای رفتنت
سهشنبه 2 آذر 1395 11:20
برای رفتنت پاهایت کافی بود چرا یکی آمد و دستهایت را گرفت.....
-
می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا
سهشنبه 2 آذر 1395 01:45
می روم چون سایه ای تنها نمی دانم کجا خویش را گم کرده ام اما نمی دانم کجا سایه ی آشفتگی ها از سر دل کم مباد ساحلی ایمن تر از دریا نمی دانم کجا سر به صحرا می نهد دریا نمی دانم چرا دل به دریا می زند صحرا نمی دانم کجا با من امشب خلسه ی یاد کدامین آشناست؟ روزگاری دیده ام او را نمی دانم کجا دیدمش در کوچه ساران غبار آلود وهم...
-
اسکار بهترین تماشا
سهشنبه 2 آذر 1395 01:43
اسکار بهترین تماشا تعلق میگیره به تماشای کسی که دوسش داری وقتی که حواسش نیست
-
رفت و بعد از رفتنش آن شب چه بارانی گرفت
سهشنبه 2 آذر 1395 01:40
رفت و بعد از رفتنش آن شب چه بارانی گرفت بوته ی یاس کنار نرده ها جانی گرفت خواستم باران که بند آمد بدنبالش روم باد و باران بس نبود انگار، طوفانی گرفت لحظه ای با شمعدانی ها مدارا کرد و رفت از من بی دین و ایمان، دین و ایمانی گرفت رفتنش درد بزرگی بود و پشتم را شکست از دو چشم عاشقم اشک فراوانی گرفت خسته و تنها رهایم کرد با...
-
حالتی هست مرا با غم دلدار امروز
سهشنبه 2 آذر 1395 01:38
حالتی هست مرا با غم دلدار امروز که ندارم سر برگ و سر دستار امروز در حریم دلم از غیر نمی بینم گرد بجز از آتش عشق رخ دلدار امروز ناصحا منع مفرمای چو بینی مستم لطف کن رو که ندارم سر اغیار امروز بندهُ نفس و هوا، ره نتواند بردن در رموز دل پر آتش احرار امروز شمع سان تا نزنی در سر و جان آتش عشق همچو شمعت نشود دیده پر الوار...
-
اصلا بعضى موقع ها
سهشنبه 2 آذر 1395 01:36
اصلا بعضى موقع ها صداش میکنى که فقط بهت بگه "جانم" تو ام بگى "هیچى" و تو دلت ذوق کنى
-
اسم شبو باید گذاشت
سهشنبه 2 آذر 1395 01:30
اسم شبو باید گذاشت تایم مرور خاطرات
-
یک روز پراز آرامش
سهشنبه 2 آذر 1395 01:29
یک روز پراز آرامش یک دل شادو بی غصه یک زندگی آروم وعاشقانه ویک دعای خیر از ته دل! نصیب لحظه هاتون روزتون شاد وپراز یهویی های قشنگ
-
یه وقت هایی دلت می خواد یه پرانتز باز کنی؛
سهشنبه 2 آذر 1395 01:27
یه وقت هایی دلت می خواد یه پرانتز باز کنی؛ کسی که دوسش داری رو بذاری توش بعد پرانتزو ببندی… که مبادا دست احدالناسی بهش برسه!
-
خورشید هر #صبح
سهشنبه 2 آذر 1395 01:25
خورشید هر #صبح یادآور این نکته است که می شود از اعماق تاریکی دوباره طلوع کرد و شرطش داشتن امید است.