وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

کبوتر های قلبم را


کبوتر های قلبم را به سویت می پرانم من


که شاید از تو آموزند آیین رفاقت را

آرامش من!


آرامش من!
با تو فقط حالم نه ؛
خوابم،نفسم،لحن صدایم خوبست

هربار فقط عاشق تو خواهم بود
صدبار به دنیا که بیایم،خوب است

اگر آمدن تو به زندگى من


راستى،
اگر آمدن تو به زندگى من
اشتباه بزرگ زندگى ات بوده،
بدان که رفتنت
اشتباهى ست
بس بزرگ تر...

هیچگاه براى حل یک مسأله،
صورت مسأله را پاک نمى کنند عزیزم....

اون نمیدونه تو چقدر دوسش داری !


اون نمیدونه تو چقدر دوسش داری !
اون نمیدونه استرس میگیری وقتی بهش تکست میدی !
اون نمیدونه میمیری و زنده میشی تا جواب تکستتو بده !
اون فقط میدونه تو یه ادمی هستی گوشه کنار زندگیش...

باید در زندگی یاد بگیریم


باید در زندگی یاد بگیریم استاد تغییر باشیم نه قربانی تقدیر

در بازی زندگی اگر عوض نشویم تعویض میشویم

یادت باشه...... دردنیاے ما


یادت باشه...... دردنیاے ما

 

" تـَنهــایی " حق ڪسی است

 

ڪہ " خیانت " میڪند... اما .....

 

نصیب ڪسی میشود ڪہ


" وفــــــــادار " است "تنهایی را بلد باش..

از ما که گذشت


از ما که گذشت
امـــــا
گـــر در ســـــرت هوای خداحافظی
داشتی
به حرمت ع ش ق
از همــان ابتدا سلامـــــی نکـــــن.

ای که میپرسی نشانِ عشق چیست ؟


ای که میپرسی نشانِ عشق چیست ؟

عشق چیزی
جز ظهورِ مهر نیست...

هرکجا عشق آید و ساکن شود ،

هرچه ناممکن بوَد
ممکن شود...

شادی آدمها را


هرگـــز
شادی آدمها را
از میزان خنده هایشان نسنجید
و
هیچوقت تنهایی هایشان را
از تعداد دوستانشان
قضاوت نکنید

هرگز تحمل آدمها را از میزان ایستادگی شان تخمین نزنید


هرگز

گاهی همین که دل به کسی بسته‌ای، بس است


گاهی همین که دل به کسی بسته‌ای، بس است

بغضت ترک‌ترک شدو نشکسته‌ای، بس است

گاهی فقط همین که به امّیدِ دیگری

از خود غریبه‌تر شدی و خسته‌ای، بس است

اهل زمین همیشه زمین‌گیر می‌شوند

یک بال اگر از این قفست رَسته‌ای، بس است

در مرزِ عشق و وصل، تو ابن‌السّلام باش

با این‌همه تضاد،چو پیوسته‌ای،بس است

این دور، دورِ حدِّ اقل‌های عاشقی‌ست

در حدّ یک نگاه که وابسته‌ای، بس است

خفته در چشم تو نازیست که من می دانم


خفته در چشم تو نازیست که من می دانم

نگهت دفتر رازیست که من می دانم

قصه ایی را که به من طره کوتاه تو گفت

رشته عمر درازیست که من می دانم

بی نیازانه به ما می گذرد دوست ، ولی

سینه اش بحر نیازیست که من می دانم

گرچه در پای تو خاموش فتادست ای شمع

سایه را سوز و گدازیست که من می دانم

یک حقیقت به جهان هست که عشقش خوانند

آن هم ای دوست مجازیست که من می دانم

بـه روی آینـه ی پـر غبـار مـن


بـه روی آینـه ی پـر غبـار مـن
بـنـویـس
بدون عشق، جهان جای زندگانی نیست

فاضل نظری

تنهایی ام


تنهایی ام
استکانِ چایی به نیمه رسیده
نه میداند که تمام میشود
نه میداند که نیمه رها میشود …‏

چقدر صدای تیک تاک


چقدر صدای تیک تاک

ساعت دلخراش
است

وقتی تو

"یک ثانیه"

هم در کنارم نیستی