وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

حکایت آن مرد را شنیده ای ؟؟

حکایت آن مرد را شنیده ای ؟؟

نزد روان پزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت گفت

دکتر گفت : به فلان سیرک برو ، آنجا دلقکی هست آنقدر می خنداندت تا غمت از یادت برودمرد لبخند تلخی زد و گفت

من همان دلقکم

دلبری کن بـانو


دلبری کن بـانو

چه قدر دلبری کــردنت

به قــامت اشـعارم می آید

درست مثل چشمانت

زندگی زیباست دلخوری‌هایش زودگذر


زندگی زیباست
دلخوری‌هایش زودگذر
شادی‌هایش هم می‌گذرد.

آنچه باقی می‌ماند
کار نیکی است که شاید
گره‌ از کار کسی گشوده باشد
و دل غمگینی را تسلی داده باشد
جز این هیچ چیز نمی‌ماند

خدایا دستانم خالیست ..


خدایا دستانم خالیست ..
اما دلم قرصه!

چون تو هستے!
به تو توڪل میکنم و

اطمینان دارم به قدرتت
ڪه تنهایم نمیگذاری..

بیشتر از همیشه مراقبم باش!
روزم به نام توست یا حی یا قیوم...

کار من نیست غزل گفتن

کار من نیست غزل گفتن

از چشم شقایق ها

شاید این بار به یک

لاله ی عاشق برسم .

هیچ شکسته بندی

هیچ شکسته بندی

تاب دیدن دل شکسته ام

را نداشت ...

عاشقتم وقتی اینو گفت

- عاشقتم

وقتی اینو گفت

دیگه بقیه حرفاشو نشنیدم !

کاش زندگی همون لحظه‌ای

که آدما به هم میگن " دوستت دارم "

یا " عاشقتم " تموم می شد ...

دلت که با من باشد...

دلت که با من باشد...
هرجا که می خواهی باش...
چه کلبه ،چه قصر...
نفس هایت را بی پروا هر لحظه نفس می کشم...

در هـر دو سـوے

در هـر
دو سـوے
شـیشه
بـاران
مـے بـاریـد
وقتـے ڪه
مـے رفتــے....

حالا کـــه از مَـن دوری

حالا کـــه از مَـن دوری

و نمی توانم لَمست ڪنـم

ڪاش نسـیمی بودم وبی پروا

تـو را در آغـوش می کشـیدم

طرح کمرنگی بودم

طرح کمرنگی بودم
از عشق
نقطه چینی از خویش
تو تمامم کردی ...