وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

عشــــــــــق مساحت مشخصی ندارد

عشــــــــــق
مساحت مشخصی ندارد
گاهی به اندازه یک دل است و گاهی
به بزرگـــــی یک دنیـــــا
یـــــاد بگیریم

با دل کوچکمان یک دنیـــــا
عشــــــــــق بورزیـــــم...

چه دل نشین است امواج صدای

چه دل نشین است امواج صدای

آدم هایی که موسیقی محبتشان را
فریاد میزنند...

آدمهایی که با محبتشان،
زمین را ستاره باران می کنند...

آدمهایی که با موسیقی کلامشان برای
امواج خروشان دنیا لالایی می خوانند...

چه زیبا هستند قلبهای دریایی،
انگار خدا آنها را می آفریند تا با آهنگ
صدایشان غم ها را جادو کنند...

روی لـبـخـنـدت مـکـث کـن...

روی لـبـخـنـدت مـکـث کـن...
چـنـد ثـانـیـه فـقـط
بـیـا جـای مـن و زل بـزن بـه خـودت...
مـیـبـیـنـی؟
عـجـیـب دیـوانـه مـیـکـنـد آدم را...

"علی قاضی نظام"

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

به آفتاب سلامی دوباره خواهم داد

به جویبار که در من جاری بود

به ابرها که فکرهای طویلم بودند

به رشد دردناک سپیدارهای باغ

که با من از فصل های خشک گذر می کردند

به دسته های کلاغان

که عطر مزرعه های شبانه را

برای من به هدیه می آوردند

و به مادرم که در آیینه زندگی می کرد

و شکل پیری من بود

و به زمین که شهوت تکرار من

درون ملتهبش را

ار تخمه های سبز می انباشت

سلامی دوباره خواهم داد

می آیم می آیم می آیم

با گیسویم ادامه بوهای زیر خاک

با چشمهایم تجربه های غلیظ تاریکی

با بوته ها که چیده ام

از بیشه های آن سوی دیوار

می آیم می آیم می آیم

و آستانه پر ازعشق می شود

و من در آستانه

به آنها که دوست می دارند

و دختری که هنوز آنجا

در آستانه پرعشق ایستاده

سلامی دوباره خواهم داد

دیگر درونم یخ نمی بندی!!

دیگر درونم یخ نمی بندی!!
بهمن ترین ماه زمستانم..........

تار مو که هیچ

من

تار مو که هیچ

حتی خاطرات " تو "

با دنیا عوض نمی کنم

ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ

ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ
صبر کم و بی تابی بسیار و دگر هیچ

عرفی شیرازی

یکی باید باشد

یکی باید باشد
بی قراری هایت
بهانه هایت
سردی های گاهی گذرت
ترس و دلواپسی هایت
و خنده های پر بغضت
را تاب که نه!
آغوش بیاورد...

ای خدایی که به من نزدیکتری

ای خدایی که به من نزدیکتری
خبر از دلهره هایم داری ؟
خبر از لرزش آرام صدایم داری ؟
چینی روح مرا بند بزن

و عشق !

و عشق !
قافیه اش گرچه مشکل است، اما

خدا اگر که بخواهد،
ردیف خواهد شد...

با لبخندی شیرین و رفتی

آمدی

با لبخندی شیرین و رفتی

با لبخندی تلخ…!

و من

میان این دو لبخند

سرگردانم

هنوز…!

به آنهایی که دوستشان دارید

به آنهایی که دوستشان دارید 

بی بهانه بگویید دوستت دارم

 بگویید در این دنیای شلوغ 

سنجاقشان کرده اید به دلتان

 بگویید گاهی فرصت با هم بودنمان 

کوتاه تر از عمر شکوفه هاست

شما بگویید ، حتی اگر نشنوند. . .

میخـــــواستم

لعنتی

میخـــــواستم

     به پایــــــــــت

          پیــــــــــر شوم....

                نه به یــــــــــادت..!

همیشـــه نمـــے شود خود را


همیشـــه نمـــے شود خود را زد به بـــے خیـــالـــے و گفــــت :

تنهــــا آمده ام

تنهـــا مـــی روم

یڪــ وقـــت هــایـــے !

شایـــد حتـــــے براے ساعتـــے یا دقیــقه اے

ڪــم مــی آورے

دل وامانـــده ات یــڪــ نفـــر را مـــــے خواهــد

ڪـــــﮧ تـــا بینهــــــایـــتـــ

عاشقانه دوستـــَش دارے

گاهی گمان نمیـکنی ولی میشود

گاهی گمان نمیـکنی ولی میشود

گاهی نمیـشود که نمیـشود

گاهی هزار دعا بی اجابتـست

گاهی نگفته قرعه بنام تومیشود

پس امیدت به خدا باشه

تمام"دنیــــــــــا" هم ڪہ"بڪَویند"...!!!

تمام"دنیــــــــــا" هم ڪہ"بڪَویند"...!!!
تو ماڸ "مڹ"نیستی "بــــاز" هم ایڹ"دڸ" زباڹ "نفهــــــم" بهانہ ات" را "میڪَیـــرد"...!

وقتى تنهاییم دنبال یه دوست میگردیم

وقتى تنهاییم دنبال یه دوست میگردیم
وقتی پیداش کردیم دنبال عیب هاش میگردیم
وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش میگردیم
و بازتنهاییم!