وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

دلتنگ غزلهایی هستم که عاشقانه های تو را می سرود؛


نازنینم؛
دلتنگ غزلهایی هستم که عاشقانه های تو را می سرود؛
و ترانه هایی که یاد تو را زمزمه می کرد...!
آخ...!
آن پوزخند چیست که روی لبانت نشسته؟!
اصلا بگو بدانم؛دلتنگی از نگاه تو چیست؟
نه! بگذار من تعریفش کنم؛
که لحظه به لحظه با او دست به گریبانم!
دلتنگی،حال دل من است؛
که در هوای بی تو،خفگی را هر دم تجربه می کند!
گفتی هر چه می خواهی برایم ناز کن،خریدارم؛
اما نازم را که تاب نیاوردی هیچ،دست نوازشی هم بر سرش نکشیدی!
می دانی این دل،تو که نباشی،یتیم است!؟
کاش در این هوای آلوده به تنهایی؛
دلم را از تعطیلی درآوری!
کاش به سلامی...نه؛به نگاهی...نه؛
به یادش بخیری...
نفس...نفس... نفسم را تازه کنی؟!

سکوت عجیبی دارد اینجا


سکوت عجیبی دارد اینجا
تنها من مانده ام و خیال بودنت، خنده هایت و نوشته هایم که ...
با دلم چه کرده ای!؟ با من چه می کنی !؟
دلم برایت تنگ می شود
وقتی می خواهمت
وقتی بلند بلند می خوانمت و نیستی،
تنهایی عجیبی است
دیوانه ام می کند گاهی ...
می دانم آرزوی دیدنت فقط خیالیست شیرین ...
کاش اینجا بودی
درست روبروی من!
سکوت می کردیم و در آن سکوت
من جرعه جرعه از شهد نگاهت سیراب می شدم
کاش می دانستی دلتنگی با دلم چه ها می کند...

ﺭﻓﺘﻦ ﺧﺎﺻﯿﺖِ ﺗﻤﺎﻡِ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﺳﺖ !


ﺭﻓﺘﻦ ﺧﺎﺻﯿﺖِ ﺗﻤﺎﻡِ ﺁﺩﻡ ﻫﺎﺳﺖ !
ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻪ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﺩﻭﺳﺘﺸﺎﻥ ﺩﺍﺭی
ﺑﯽ ﻫﯿﭻ ﺣﺮﻓﯽ ،ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﻭﺯِ ﻣﻪ ﺁﻟﻮﺩ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ
ﯾﺎ ﯾﮏ ﻇﻬﺮِ ﺩﺍﻍ ﺗﺎﺑﺴﺘﺎﻥ ﯾﺎ ﭘﺎﯾﯿﺰﯼ ﺩﻟﮕﯿﺮ
ﺷﺒﯿﻪِ ﻣﺴﺎﻓﺮﯼ ﭼﻤﺪﺍﻥ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺭﺩ ﻣﯿﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﻣﯿﺮﻭﻧﺪ
ﻭ ﺗﻮ ﻣﯿﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﺗﺼﻮﯾﺮﯼ ﺩﺭ ﺁﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﻫﻢ
ﺷﺒﯿﻪِ ﺗﻮ ﻧﯿﺴﺖ،
ﻫﺮﺷﺐ ﻣﺮﻭﺭ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗِﺶ ﺭﺍ
ﺯﺧﻢ ﻣﯿﺰﻧﯽ ﺑﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﻭ ﺗﺎﺯﻩ ﺑﺎﻭﺭﺕ ﻣﯿﺸﻮﺩ
ﮐﻪ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺧﻮﺏ ﯾﺎﺩ ﻧﮕﺮﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ
ﺟﺰ ﺭﻓﺘﻦ،ﻧﻤﺎﻧﺪﻥ !

ساعت شنی به من یاد داد


ساعت شنی به من یاد داد
باید خالی شوی
تا پُر کنی کسی را،
دلی را، چشمی را، گوشی را....
خالی کنی خودت را از نفرت تا پُر کنی کسی را از عشق...
خالی کنی چشمت را از کینه تا پر شود چشمی از آرامش...

یادت باشد
ساعت شنی روزی می چرخد
و این بار این تو هستی که پُر میشوی
از آنچه خودت پُر کرده ای دیگران را....

یاد بگیر و یادت نره...


یاد بگیر و یادت نره...


چه دلمون بخواد چه نخواد،
خدا یه وقتایی
دلش نمیخواد
ما چیزی که دلمون میخواد رو
داشته باشیم...!!

درد " مـــرا"


درد " مـــرا"
انتخاب کرد

من " تــــو " را ،
" تــــــــو " رفتن را

آسوده بـــرو ،
دلواپــس نبـاش

مــن و درد و یــــادت
تا ابد با هم هستیم!!