وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

دوراز دستهای تو


دستی که تورا می جُست

لای چرخ ِ دوری ها

بی اثر مانده 

فاصـــله را بردار

دستـــهایمان را

بهــم

نزدیــــک تر کن ..

..

.

.

 

نیلوفر ثانی


قرعه


قرعه انداخته ام 

امـــروز 

کـــدام شعر را 

پیــش پـای َت 

قربــانی کنــــم 

شــــاید که بیـــایی..

 

.

.

نیلوفر ثانی

تو نیــستی


تو نیــستی 

اتفاقـــی نمی افتد

فقــط مـن وُ این نیمـــکتـهای همـــیشه منتـــظر 

پیـــر تر مــیشویم...

 

 

 

نیلوفر ثانی


عمری چشم براهی


آنقــدر نیــــــــامدی

که

زَمــین دلــش

از انتـــظارَم

گرفــت

 

لَـرزید و ُ از مَن

عاقبـــت

عمـــــــری

چـَـشم براهی را

گرفــت..

 

.

.

نیلوفر ثانی


تو می آیی بزودی ...


سراســـیمه می دوم

در جاده ی انتـــظار

 

قاصـــدکی خبـــر آورده

 

تو

مـــی آیی بــــزودی...

 

.

 

 نیلوفر ثانی

هــربار


سَــر از این کابـــوس 

بـــرنمیـــدارم

 

هــربار 

 

کـــسی در مــیزند ُو

تــو 

نیــــستی... 

 

 

 

.

.

نیلوفر ثانی


زهرا شعبانی / حال من و تمــــام غزلــها گرفته است

وقتی که حالت از غم دنیا گرفته است

 

حال من و تمــــام غزلــها گرفته است

 

دلشوره های خود بخود چند روز پیش

 

حالا چقدر یک شبه معنا گرفته است

 

بعد از تـو جای آن همه تاب و تب مرا

 

مشتی چرا و باید و اما گرفته است

 

این سرنوشت غمزده تاوان عشق را

 

روزی هــزار مرتبـه از ما گرفته است

 

حتی خدا نخواست ببیند در این جهان

 

کار دو عاشق اینهمه بالا گرفته است

 

یک لحظه چشم بستم و دیدم کسی برام

 

تصمیـــم گریـــــه آور کبری گرفتـــــه است

 

حالا منـــــم و میــز و دو فنــجان قهـوه و...

 

مردی که روی صندلی ات جا گرفته است

 

حرفــــی نمــــی زنم نکند بـــــرملا شود

 

بغضی که توی حنجره ام پا گرفته است

 

دارد بـــه عمق فاجعه پــــی میبرد دلم

 

نفرین نکن که آه تو من را گرفته است!

 

 

 

زهرا شعبانی

ناصر رحیمی آذر / بکش سرنگ جنــون را بزن میان رگم

بکش سرنگ جنــــــون را بزن میان رگم

 

 تا که تکه پاره شود این حضور بی‌ ثمرم

 

بزن،به سخره بگیر این حدیث چون و چرا را

 

بزن خلاصه کن این رنـــج‌های روز و شبـــم

 

دگر چه غم که جهانی‌ تو را نمیفهمد

 

 بباف پود کـــــفن را به تار جان و تنم

 

بزن بـــه سیم نفس گیر هـــر چــــه بادا باد

 

"چه جای شکر و شکایت ز نقش نیک‌ و بدم"

 

اسیر لــعنت بودن نباش،غیرت کن

 

 بپاش گرد عدم را به شوره زار تنم

 

بزن کــــه خیر ندیدیم از این جهان شما

 

 که باد مال شما من همیشه در عجبـم

 

چگونه میشود آخر تــــو سیب میدزدی

 

 و من به جرم نکرده اسیر دست غمم

 

چه استعاره ی زشتیست این جهان شما

 

 دچار درد نفس گیر واژه هاست این غزلـم

 

چه حسّ منبسطی گر‌ گرفته در رگ هام

 

"جهان پر از تو و من شد پر از خدا که منم"

 

تو مبتلای جهانی‌ به این سفر شک کن

 

بکش سرنگ جنـــون را بزن میان رگــم

 

ناصر رحیمی آذر

متن آهنگ یه عمره مرتضی پاشایی

متن آهنگ یه عمره مرتضی پاشایی
غبار غم گرفته شیشه ی دلم
شکستن عادت همیشه ی دلم
دوباره از کنار گریه رد شدم
بجای خودت دوباره با خودم بدم
کنارمی غمامو کم نمیکنی
یه لحظه هم نوازشم نمیکنی
منو به خلوت خودت نمیبری
یه عمره بی دلیل تو ازم دلخوری
دریاموزیک
یه عمره من کنار تو قدم نمیزنم
یه عمره میشکنم یه لحظه دم نمیزنم
یه عمره حسرت فقط یکم محبت
یه عمره بودنت کنار من یه عادته
باید بشه دوباره عاشقم شی
باید بشه مثل گذشته ها شی
باید بتونمو دووم بیارم
دوست دارم که چاره ای ندارم
یه روز تمام خونه غرق خنده بود
نمیشه دلخوشیم تموم شه خیلی زود
دلم میخواد نگام کنی یجوری خاص
دلم میخواد دوباره باورم کنی
بفهمی معنی نفس کشیدنی
دلم میخواد ببینی من کنارتم
دلم میخواد بفهمی بی قرارتم
یه عمره من کنار تو قدم نمیزنم
یه عمره میشکنم یه لحظه دم نمیزنم
یه عمره حسرت فقط یکم محبت
یه عمره بودنت کنار من یه عادته
باید بشه دوباره عاشقم شی
باید بشه مثل گذشته ها شی
باید بتونمو دووم بیارم
دوست دارم که چاره ای ندارم

پیشرفت من توئی


پیشرفت من توئی ! 

که میگذاری 

هر لحظه 

بیشتر 

عاشقت شوم . . .


زندگی باید کرد


زندگی باید کرد، 

گاه با یک گل سرخ، 

گاه با یک دل تنگ، 

گاه باید رویید در پس یک باران، 

گاه باید خندید بر غم بی پایان، 

زندگی باور می خواهد! 

آن هم از جنس امید، 

هر کجا خسته شدی یا که پر غصه شدی! 

تو بگو از ته دل، 

"من خدا را دارم"...!!!


چه کرده ای با من

چه کــرده ای با مــن

حتی در ســـردترین شــب سال

نام تورا بــــبرم
...
بهـــار میــــشود ...

ساعت عاشقی

قلــبم
چه کــوک استــــ
همـــیشه بر
ساعت عاشقی

 با طپشهای قــلبـــــ ِ تو
مـــیزان و جور ستــــ

حواس پرت

بـــی تـو
چــه حـــواس پــرت شـــده ام

کـــسی اسمــم را میــپرســد

نام تــورا میـــگویم

تقویم

تـو که
بهتـــر میـــدانی

اگر نیــــــــایـی

تقـــویــم
روی ِ آخـــرین روز ســـال
خواهد مانـــد
.
.


نیلوفر.ثانی.

سرزمین تو

جهان از تو پر میشود
وقتی چشمانت را میگشایی
دنیای من لبریز عشق میشود
وقتی تو اینجایی
دلم سرزمین خوب توست
قدم بردار

دلم در انتظار روی توست


محبوب دل

آخر روزی
دلت را خواهم برد
اگر بار سفر بندی
اگر تا سرزمینی دور
بگریزی
بدنبالت
پروانه خواهم شد .
راه گریزی نیست
بیا

محبوب دل من شو ....


دلم پر پر میزند

ای از یــاد بـــرده مرا
هنوز هــــم
باران که میـــبارد
دلم تنـــها
به خاطـــــره ی تو
ســـر میزند
دستــــهایم فقط
به دستــــهای تـــو
پل مـــیزند
مانـــده در گذشـــته ای دور
فاصـــله را بردار
هنـــوز هم دلــــم
برای دیــــدن تو
پــر پـــر مــــیزند