وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

ز بسکه منتظران چشم در ره یارند / بیدل دهلوی

ز بسکه منتظران چشم در ره یارند

چو نقش پا همه‌گر خفته‌اند بیدارند

ز آفتاب قیامت مگوکه اهل وفا

به یاد آن مژه در سایه‌های دیوارند

درین بساط‌ که داند چه جلوه پرده درد

هنوز آینه‌داران به رفع زنگارند

مرو به عرصهٔ دعوی که گردن‌افرازان

همه علمکش انگشتهای زنهارند

ز پیچ و تاب تعلق ‌که رسته است اینجا

اگر سرندکه یکسر به زبر دستارند

هوس ز زحمت کس دست برنمی‌دارد

جهانیان همه یک آرزوی بیمارند

درین محیط به آیین موجهای‌ گهر

طبایعی که بهم ساختند هموارند

نبرد بخت سیه شهرت از سخن‌سنجان

که زیر سرمه چو خط نالهٔ شب تارند

به خاک قافله‌ها سینه‌مال می‌گذرند

چو سایه هیچ متاعان عجب‌ گرانبارند

ز شغل مزرع بی‌حاصلی مگوی و مپرس

خیال می‌دروند و فسانه می‌کارند

خموش باش ‌که مرغان آشیانهٔ لاف

به هر طرف نگری پرگشای منقارند

ز خودسران تعین عیان نشد بیدل

جز اینکه چون تل برف آبگینه‌کهسارند

بیدل دهلوی

جز پیش ما مخوانید افسانه ی فنا را / بیدل دهلوی

جز پیش ما مخوانید افسانه ی فنا را

هرکس نمی‌شناسد آواز آشنا را

از طاق و قصر دنیاکز خاک وخشت چینید

حیف‌است پست‌گیرید معراج پشت پا را

چشم طمع مدوزید برکیسهٔ خسیسان

باورنمی‌توان داشت سگ نان دهد گدا را

روزی‌دو زین بضاعت‌مردن کفیل‌هستی‌ست

برگ معاش ماکرد تقدیرخونبها را

در چشم‌کس‌ نمانده‌ست‌گنجایش مروت

زین خانه‌ها چه مقدار تنگی‌گرفت جا را

از دستبرد حاجت نم در جبین نداریم

آخرهجوم مطلب شست ازعرق حیا را

جز نشئهٔ تجرد شایستهٔ جنون نیست

صرف بهار ماکن رنگی زگل جدا را

تا زنده‌ایم باید در فکر خویش مردن

گردون بی‌مروت برماگماشت ما را

آهم‌ز نارسایی شد اشک و با عرق ساخت

پستی‌ست‌گر خجالت شبنم‌کند هوا را

بیکاری آخرکار دست مرا به خون بست

رنگین نمی‌توان‌کرد زین بیشتر حنا را

دست در آستینم بی‌دامن غنا نیست

صبح است با اجابت نامحرم دعا را

از هرکه خواهی امداد اول تلافی‌اش‌کن

دستی گر نداری زحمت مده عصا را

خاک زمین آداب‌گر پی سپر توان‌کرد

ای تخم آدمیت بر سرگذار پا را

هنگام شیب بیدل‌کفر است شعله‌خویی

محراب‌کبر نتوان‌کردن قد دوتا را

بیدل دهلوی

آغوش من فقط اندازه تــو جا دارد


آغوش من فقط اندازه تــو جا دارد

اگــر خـــوب گوش کنـــی

این ضربان های تند تند و پی درپی قلبم را میشنوی

تـــو را فریــاد می زنند...

مخاطب کلامــم که هیــچ

مخــاطب ضربان های قلبم هم تویـــــی...

خاص بودن


مخاطب خاص اگه خاص باشــه!!!

لازم نیست که شما دورش رو از این و اون خلوت کنی

خودش واسه بودن شمــا جـــا بــاز میکنه

لازم نیست هر کســی رو توجیح کنیــد

که ایــشون مال شماست!!!

خودش تورو به همه دنیــــا نشون میده

و میــگه این مال منه!!!

لازم نیــست به فکر رفتنش باشید

خودش به شما ثابت میــکنه که اومده بمــونه!!!


هیچگاه به دنبال صورت زیبا نباشید


هیچگاه به دنبال صورت زیبا نباشید

 روزی پیر خواهد شد!!!

هیچگاه به دنبال پوست خوب نباشید

روزی چروک خواهد شد!!!

هیچگاه به دنبال اندام خوب نباشید

روزی عوض خواهد شد!!!

هیچگاه به دنبال موی زیبا نباشید

روزی سپید خواهد شد!!!

در عوض بدنبال قلبی وفادار باشید

که تا ابد دوستتان خواهد داشت...

گویاتری


تو از باغ گل نرگس فریبا تری

ز لبخند خورشید زیبا تری

تو آن شعر نابی که حافظ سرود

ولی از غزل هم تو گویاتری...!!!

نامه رسانت


آنقدر دلتنگت شده ام که اگر نامه رسانت

گرگ بیابان هم باشد قدمش را می بوسم!!!

نام مستعار


از این غـم انگیـزتـر؟؟؟؟

شعـرهای مرا برای معشـــوقــت بخـــوانـــی

و مــــن برای تـــــــو

شاعـری باشم بـا نـام مستـعـار!!!!

باغبان


صدایـــــــم میـــــزد گلــــــم

گلـی بـــــودم در باغچه دلــــش

امــــــا او باغبـــــان عاشقـی نبـــود

گاهـــی سر میــــزد و دل میـــبرد

سالـــــها بعد دانستــــــم که مـن تنــــها نبـــودم

او باغبــــــــان گـــل های زیــــادی بـــود...

مثل یــک چایــی


زندگی جیــره مختصری است

مثل یــک چایــی

و کنــــارش عشــق است

مثل یک حبــه قنـــد

زنــدگی را با عشق نوش جان بایــد کرد...

نوبت بازی با تو


کنــارت هستند : تــا کی ؟؟

تا موقـعی که به تـــو احتیاج دارند!!

از پیشت میـرن یـک روز : کــدوم روزا ؟؟

وقتی کســی جــای تــــو رو گرفـت !!

دوسـتـت دارنـد : تا چــه موقــع ؟؟

تا موقعی که کسی دیــگر را برای دوســت داشتن پیــدا کنند!!

میگویید عاشقت هست : نــه عزیزم برای همیشه نه!!

فقط تا موقعی عاشـقـت هست که نوبـت بازی با تـــو تمام شود!!!

قانعم


قـــانــعــــم...

تــــو قسمت مــن نبــودی!!

مــال مـــردم بــــودی!!

قربــون دلــم بــرم که مـال مـردم خــور نیـــست!!!

بال و پر


پــــروانــه مــن

آن کس که شکست بـــال پــرواز تــو را

مـی دانست که خاطـرات پــرواز تــو را خواهــد کشت

ولی خبــر نــداشت که تــو خــدایی مهربــان داری

که خودش بــال و پــرت خواهــد شــد...

وفاداری


وفـــــا داری

یــک کــار خــود آگــاهــانـه نـیـسـت

اگـر یـک کـسی را واقـعـا دوسـت داشـتـه بـاشـی

خـود بـه خـود بـه او وفـــادار مـی مـانــی!!!

ضبط


ضـبـط میـکـنـم تــمـام حــرفـهـایـت را

نـــه بـرای روزهـای بـی تــو بــودن

صـدایـت آنـقـدر آرامم میـکـنـد

کـه یـادم میـرود بـایـد نـفـس بـکـشــم!!!

عصایم باش


زمـسـتـان و تـابـسـتـان نــدارد

اگـرنـبــاشــی

چهـارسـتــون بـــدنـم مـیـلرزد!!!

 •.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•.•

بــرای پـیـری عـصا نمی خـواهـم

تــــو را می خـواهــم

عـصـایـم بــاش!!!

لایق تو


لایـق تـو کـسی نـیـسـت جـز آن کـسی کـه

تـو را انـتـخـاب مـیکـنـد نـه امـتحـان

تـو را نگـاه کـنـد نـه ایـنـکه بـبـیـنـد

تـو را حـس کـنـد نـه ایـنـکـه لـمـسـت کـنـد

تـو را بـسـازد نـه ایـنـکه بـسـوزانـد

تـو را بـخـنـدانـد نـه ایـنـکه بـرنـجـانـد

تـو را دوسـت بـدارد و بـدارد!!!

صدای خنده


عـاشـق اون لحـظه ایـم کـه

بـا هیـجـان بـرام یـه چـیـزی رو تـعـریف مـیـکـنه

انــقــد  مـیـون تـعریـف کـردن مـیخـنـده

کـه مـن هـیچی نـمیـفـهـمم

جـز صـدای خـنـده های شـیـریـنـش

صـدای خـنـده مـعـشـوق دلـنـوازتـریـن صـدای دنـیـاس!!!