ڪـــــاش
صــداے بعضـــے آدمــا رو میــشد بوســـید...!
مخصـوصــــــا وقتــیڪــــہ
اسمــتــــــــ رو صــدا میـــزنــنـــد...
دوسِت دارم از ته دل ٬ دلی که پر پر میزنه
دلی که ساز عشقتو از همه بهتر میزنه
دوسِت دارمـ حتی اگه یه شب به خواب من نیای
عاشقتم مثل همه حتی اگه منو نخوای
آمدم بار دیگر تا جان به قربانت کنم
این تن نا قابلم را وقف چشمانت کنم
تا نگویی بی وفاست , یاد از ما نکرد
یاد از یاد ها کنم تا سخت حیرانت کنم
تو رفیق لحظه هایم , ازکنارم دور مرو
تا که قلبم را فدای لطف و احسانت کنم
گاهی وقتا موقع خداحافظی ازت
خواسته یا ناخواسته بهت میگم مواظب خودت باش
مواظب خودت باش یعنی فکرم پیش توئه
مواظب خودت باش یعنی برام مهمی
مواظب خودت باش یعنی نگرانتم
مواظب خودت باش یعنی دوست دارم
مواظب خودت باش یعنی به خدا میسپارمت
مواظب خودت باش یعنی ازالان دلم برات تنگ شده
شهر را آدم به آدم در پی ات جویا شدم
تا که یک شب دیدمت، دل باختم، رسوا شدم
با نگاهی ساده قلبم را گرفتی، خوب من!
فکر می کردم که من عاشق نِمیشم امّا شدم!
مثل یک پروانه در شمع نگاهت سال ها سوختم،
امّا عزیزم! با تو من معنا شدم
گفته بودی در کنارت تا ابد هستم
ولی باز رفتی، باز ماندم، باز من تنها شدم!
حال خوش یعنی چه؟
ازخودم پرسیدم
و دلم پر شد از آواز بهار...
زندگی مال من است
من خدا را دارم
عشق را می فهمم
خوشی خاطره در حس من است
حال خوش،
این نفس رفته و بر آمده است
این نگاهی که در آئینه و آب
روشنی های تو را می بیند
و به پایان شب ایمان دارد..
حال خوش یعنی من،
به کسی می نازم،
که در آغوش و نوازش هایش؛
جا برای همه هست
من خدا را دارم
و دلم روشن از امیّدِ شکفتن هایی است
که به اندوه خزان می تابد
حال خوش یعنی تو
زندگی
دوست
نگاه
شعر
و یک پنجره بارانی
که خدا می بارد
باورِ اینکه در این جای شلوغ
در هیاهوی نفس گیر زمین
دست من دست خداست
حال خوش یعنی این....
هَــرکه مــی خــواهـی بـــاش
ایـن عادت مُـــشتَــرک انسـانهــاســت
تـــو نیــز ، روزی , ســاعـتی , لـَحظــه ای
احــساس خـواهـی کـرد کـــه . . .
هیــچکـَـس دوسـتت نَــدارد …!