مدتی است دیگر از تهِ دل نمیخندم
فقط لب هایم
نقشی به نام لبخند را بازی میکنند
تا کسی نفهمد بی تو چه میگذرد
ﺑﻪ ﮔﺮﮒ ﮔﻔﺘﻢ :
ﺑﻬﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩﻧﻮ ﯾﺎﺩ ﺑﺪﻩ
ﮔﻔﺖ : ﺑﭙﺮ !
ﮔﻔﺘﻢ : ﺑﭙﺮﻡ ﭘﺎﻡ ﻣﯽﺷﮑﻨﻪ !!
ﮔﻔﺖ : ﻣﻦ ﻣﯿﮕﯿﺮﻣﺖ.
ﭘﺮﯾﺪﻡ
ﭘﺎﻡ ﺷﮑﺴﺖ
ﮔﻔﺖ :
ﺩﺭﺱ ﺍﻭﻝ
ﺑﻪ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻧﮑن. اعتماد یعنی مرگ
اونی که رفته خوب کاری کرده من لایقش نبودم......
اونی که رفته عشق من بود اما حالا چی؟؟؟ نمیدونم؟؟؟؟
کاش حداقل بهم بگه بدون من خوشبخته؟؟؟؟
من بدون اون ی ویروونه ام که هیچ کس بهم سر نمیزنه....
رفته اما تنها چیزی ک دارم عکساشه....
خدا ب همرات عشق من بدون هنوز دوستت دارم...
پروانه چو بر روی تو بنشست، دلــم ریخت....
چون باد به گیسوی تو زد دست، دلــم ریخت...
من عکس تو را بر رخِ آن ماه کشیــدم...
چون شب به گلِ روی تو دل بست، دلم ریخت...
دیشب به تو گفتم که مرا جز تو کسی نیست...
گفتی که مرا جز تو کسی هست، دلـــم ریخت..
گفتی که تو را با نگهی مست کنـــم مست...
پیمان بشکستی نشدم مست، دلـم ریخت..
چرا با من نمیسازی توای دنیای وارونه؟
چرا هیچی تو این روزا با رویاهام نمیخونه؟
چرا بامن نمیسازی؟ چیکار کردم که لج کردی؟
چرا نزدیک خوشبختی مسیرم رو تو کج کردی؟
بگو چی عایدت میشه بگیری خنده از لبهام؟
چه خونسردی تو وقتی که پر اشکه دوتا چشمام!
تماشاکن که من بازم ، دارم بازی رو میبازم...
ببین که هر شب و هرروز چه با جبر تو میسازم...
آهای دنیا که سهم من شده راهای بن بستت...
آهای ای سرنوشتی که شدم بازیچه ی دستت...
عروسک نیستم آروم بازی کن که جون دارم...
شکستم، یادگار ازتو دلی پر زخم و خون دارم...
یک قلب کوچک دارم
که درونش یک عالمه عشق است.
همین قلب کوچک یک عالمه دوستت دارد.
یک قلب دارم
که درونش تنها تویی و جزتو هیچ کس دیگر در آن جایی ندارد
اگر اینک این قلب می تپد به عشق بودن توست
بی تو...
بی تو قلبی نیست در سینه ام برای تپیدن
و جایی نیست دراین دنیا برای نفس کشیدن....
بی تو قلبم دیگر به هیچ دردی نمی خورد..
بهترین زندگیم باورکن...
مخاطب خاص خاص
عشق یعنی خاطرات بی غبار
دفتری از شعر و از عطر بهار
عشق یعنی یک تمنا , یک نیاز
زمزمه از عاشقی با سوز و ساز
عشق یعنی چشم خیس مست او
زیر باران دست تو در دست او
عشق یعنی ماه تب از یک نگاه
غرق در گلبوسه تا وقت پگاه
عشق یعنی عطر خجلت ....شور عشق
گرمی دست تو در آغوش عشق
عشق یعنی "بی تو هرگز ...پس بمان"
تا سحر از عاشقی با او بخوان
عشق یعنی هر چه داری نیم کن
از برایش قلب خود تقدیم کن
بخوام از تو بگذرم من با یادت چه کنم؟؟؟؟
تو رو از یاد ببرم با خاطراتت چه کنم؟؟؟؟
حتی از یاد ببرم تو و خاطرات تو بگو من
با این دل خونه خرابم چه کنم؟؟؟؟
تو همونی که واسم یه روزی زندگی بودی….
توی رویاهای من عشق همیشگی بودی
آره سهم من فقط از عاشقی یه حسرته…..
بی کسی عالمی داره واسه ما یه عادته…
فقط مال خودم ...
خنده هات
طرز نگات
فقط مال خودم هستی
تمـــــــــــامــــــ حــــــجــــــــــــم
قلبــــــــــت
تمامـ روحــ و فکرت
تمامـ تو
✘ اے کاش بدانے تمام تو سهم من است✘
و چقدر
حسود میشوم
اگر سهمی ببرد
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ایی در کوچه های آبی احساس
تو را دربین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم
و در تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:
دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم!
همین بود آخرین حرفت!
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمیدانم چرا رفتی؟!
شاید خطا کردم...

دوسِت دارم از ته دل ٬ دلی که پر پر میزنه
دلی که ساز عشقتو از همه بهتر میزنه
دوسِت دارمـ حتی اگه یه شب به خواب من نیای
عاشقتم مثل همه حتی اگه منو نخوای

محبت زیادی همیشه آدم ها را خراب میکند
گاهی آدم ها می روند!
نه برای اینکه دلیلی برای ماندن ندارند
بلکه آنقدر کوچک اند
که تحمل حجم بالای محبت تو را ندارند!
راه که میروی ، عقب می مانم نه برای اینکه نخواهم با تو همقدم باشم
میخواهم پا جای پایت بگذارم و مواظبت باشم
میخواهم ردپایت را هیچ خیابانی در آغوش نکشد …
تو فقط برای منی !
مهم نیست که شانه هایت تجسم است...
و آغوشت خیال!
همه یادت اینجاست...
نگاهت...
صدایت...
خنده هایت...
دیگر چه میخواهم؟!!!
هیچ!
دستانت را در دستهایم جا گذاشتی...
نگاهت را در نگاهم...
و خیالت را در خیالم...
و من آرامم...
آرام تر از همیشه...