وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو
 
 می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت
 
 داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر
 
 از مشت شدن بلد است

هنوز کمی عشق در من مانده است

هنوز کمی عشق در من مانده است

آنرا به کسی میدهم که دوستم داشته باشد

هنوز کمی دلتنگی در من مانده است

آنرا به کسی میدهم که دوستش داشته باشم

هنوز کمی اندوه در من مانده است

آنرا برای خود نگه میدارم …

فقط مال خودم ...

فقط مال خودم ...
خنده هات
طرز نگات
فقط مال خودم هستی
تمـــــــــــامــــــ حــــــجــــــــــــم
قلبــــــــــت
تمامـ روحــ و فکرت
تمامـ تو
✘ اے کاش بدانے تمام تو سهم من است✘
و چقدر
حسود میشوم
اگر سهمی ببرد

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گل های نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ایی در کوچه های آبی احساس
تو را دربین گل هایی که در تنهایی ام رویید با حسرت جدا کردم
و در تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:
دلم حیران و سرگردان چشمانی ست رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشم
تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم!
همین بود آخرین حرفت!
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
حریم چشم هایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمیدانم چرا رفتی؟!
شاید خطا کردم...

به چشمهایت بگو

به چشمهایت بگو

نگاهم نکنند…

بگو وقتی خیره ات می شوم کارشان به کار خودشان باشد…!

نه که فکر کنی خجالت می کشم ها…..نه!

حواسم نیست…

عاشقت می شوم

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای

و شاه بیت غزل های لال من شده ای

 چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض

جواب حسرت این چند سال من شده ای

 چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟

تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای

چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم

خدا نکرده مگر بی خیال من شده ای

هنوز نذر شب جمعه های من اینست

که اتفاق بیفتد حلال من شده ای

که اتفاق بیفتد کنارتان هستم

برای وسعت پرواز بال من شده ای

میان بغض و تبسم میان وحشت و عشق

تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای

مرا به دوزخ بیداریم نیازی نیست

عجیب خواب قشنگی ست مال من شده ای

غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی

غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی

 با من به جمع مردم تنها خوش آمـدی

 بین جماعتی که مرا سنگ می زنند

 می بینمت ، برای تماشا خوش آمدی

 راه نجات از شب گیسوی دوست نیست

 ای من ! به آخرین شب دنیا خوش آمدی ...

 پایان ماجرای دل و عشق روشن است

 ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی

 با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود

 منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی

 ای عشق ، ای عزیز ترین میهمان عمـر

 دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی ...

"من باشم و من باشم و من باشم و من "

نه نغمه نی خواهم و نه طرف چمن

نه یار جوان نه باده صاف کهن

خواهم که به خلوتکده ای از همه دور

"من باشم و من باشم و من باشم و من "

کـل دنـیا را هـم کـه داشـته بـاشی...

کـل دنـیا را هـم کـه داشـته بـاشی...
بـاز هـم دلـت مـی خـواهد...
بـعضی وقـتها...
فـقط بـعضی وقـتها...
بـرای یـک لحـظه هـم کـه شـده...
هـمه ی دنـیای یـک نـفر بـاشی...

قرار بود همیشه و همه جا همراه هم باشیم

قرار بود همیشه و همه جا همراه هم باشیم! بودم، نبودی...

قرار بود دلواپس دلواپسی های هم باشیم! شدم، نشدی...

قرار بود هر جا نیاز به یک سنگ صبور داشتیم کنار هم باشیم! بودم،

نبودی...

قرار بود دلتنگیهامونو فقط به همدیگه بگیم! گفتم، نگفتی...

قرار بود نگاه عاشقونمون فقط مال خودمون باشه! من بودم، تو نبودی...

قراربود دستامون گرمای هیچ دستی رو حس نکنه! حس نکردم، حس

کردی...
قرار بود مهربونی هامون دائمی باشه! بودم، نبودی...

قرار بود زیر بارون فقط منو تو باشیم! بودم، تو با دیگری بودی...

قرار بود تا آخر این دنیا منو تو با هم باشیم! هنوز هستم، از اولش

نبودی...

قرار بود...

با ﮐــــﺴــــــﯽ ﺑـاﺷــــ

با ﮐــــﺴــــــﯽ ﺑـاﺷــــ

ﮐــه ﺩﻟــﻴﻠـــــــﺶ ﺑـــرﺍﯼ ﺩﻳــدنــت

دلتــــﻨـــﮕـــﯽ ﺑــاشــــــﺪ

ﻧــﻪ ﺳــر ﺭﻓــتــن حـﻮﺻــﻠـــﻪ ﺍش ...


گاهی وقتا موقع خداحافظی ازت

گاهی وقتا موقع خداحافظی ازت

خواسته یا ناخواسته بهت میگم مواظب خودت باش

مواظب خودت باش یعنی فکرم پیش توئه

مواظب خودت باش یعنی برام مهمی

مواظب خودت باش یعنی نگرانتم

مواظب خودت باش یعنی دوست دارم

مواظب خودت باش یعنی به خدا میسپارمت

مواظب خودت باش یعنی ازالان دلم برات تنگ شده


دلــتــنــگــی . . . ؟ حــاضــر

 دلــتــنــگــی . . . ؟ حــاضــر √

غــــم . . . ؟ حــاضــر √

درد . . . ؟ حــاضــر √

تنهایی . . . ؟ حــاضــر √

عــشــق . . . ؟غایب

بلنـــــــــدتر میخوانـــــــــم ، عشــــــــــق . . . ؟ غایب

باز هـــــــم نیامــــــــده ؟ ؟ ؟ ! ! !

غیبـــــــــت هایــــــش از حـــــــــد مجاز چنـــــــــدیست کــه گذشتـــــــــه ،

اخــــــــــراجش میــــــــــــــکنم.هم خودش وهم خاطراتش را …

روزگار غریبیست

روزگار غریبیست!!!
آدمها یک روز دورت میگردند

روزی دیگر دورت میزنند...!!!

یک روز ازت دل می بَرند

روزی دیگر دل را می بُرند...!!!

یک روز تنهاییت را پر می کنند

وقتی خوب وابسته ات کردند....
به جای اینکه درکت کنند

ترکت می کنند

واقعا روزگار غریبیســت....