وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

ﻫﺮ ﺁﺩمی ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ…


ﻫﺮ ﺁﺩمی ﮐﻪ ﻣﯿﺮﻭﺩ…
ﯾﮏ ﺭﻭﺯ
ﯾﮏ جایی
به ﯾﮏ ﻫﻮﺍﯾﯽ
ﺑﺮمبگردد!
ﻫﻤﯿﺸﻪ ﯾﮏ ﭼﯿﺰﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺟﺎ ﻣﺎﻧﺪﻥ ﻫﺴﺖ
ﺣﺘﯽ ﯾﮏ ﺧﺎﻃﺮﻩ!

کنار آشیانه ی تو آشیانه می کنم

کنار آشیانه ی تو آشیانه می کنم

فضای آشیانه را پر از ترانه می کنم

کسی سوال می کند به خاطر چه زنده ای ؟

و من برای زندگی تو را بهانه می کنم

خداییش خجالت نمیکشی اینهمه میای تو فکرم؟

خداییش خجالت نمیکشی اینهمه میای تو فکرم؟
در حالی که حتی یه بارم من نیومدم تو فکرت!؟
یا بزار من هم بیام به فکرت سر بزنم،
یا تو هم نیا!
خسته شدم از این اومدنای یک طرفه!!

گاهی حجم دلتنگیهایم آنقدر زیاد میشودکه. . . .

گاهی حجم دلتنگیهایم آنقدر زیاد میشودکه. . . . 

دنیا با تمام وسعتش برایم

تنگ میشود . . . !
دلتنگم . . . !

دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که

رسید از حرکت ایستاد . . . !

دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را ندید . . . ...
دلتنگ خودم . . .

خودی که مدتهاست گم کرده ام...

چــــه تلــــخ اســــت ؛

چــــه تلــــخ اســــت ؛



علاقــــه ای کــــه عــــادتــــ شــــود ...



عادتــــی کــــه بــــاور شــــود ...!



بــــاوری کــــه خاطــــره شــــود ...



وخاطــــره ای کــــه درد شــــود .............!

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو

به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو
 
 می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت
 
 داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر
 
 از مشت شدن بلد است

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای

چقدر خواب ببینم که مال من شده ای

و شاه بیت غزل های لال من شده ای

 چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض

جواب حسرت این چند سال من شده ای

 چقدر حافظ یلدا نشین ورق بخورد؟

تو ناسروده ترین بیت فال من شده ای

چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم

خدا نکرده مگر بی خیال من شده ای

هنوز نذر شب جمعه های من اینست

که اتفاق بیفتد حلال من شده ای

که اتفاق بیفتد کنارتان هستم

برای وسعت پرواز بال من شده ای

میان بغض و تبسم میان وحشت و عشق

تو شاعرانه ترین احتمال من شده ای

مرا به دوزخ بیداریم نیازی نیست

عجیب خواب قشنگی ست مال من شده ای

غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی

غمخوار من ! به خانه ی غم ها خوش آمدی

 با من به جمع مردم تنها خوش آمـدی

 بین جماعتی که مرا سنگ می زنند

 می بینمت ، برای تماشا خوش آمدی

 راه نجات از شب گیسوی دوست نیست

 ای من ! به آخرین شب دنیا خوش آمدی ...

 پایان ماجرای دل و عشق روشن است

 ای قایق شکسته به دریا خوش آمدی

 با برف پیری ام سخنی بیش از این نبود

 منت گذاشتی به سر ما خوش آمدی

 ای عشق ، ای عزیز ترین میهمان عمـر

 دیر آمدی به دیدنم اما خوش آمدی ...

"من باشم و من باشم و من باشم و من "

نه نغمه نی خواهم و نه طرف چمن

نه یار جوان نه باده صاف کهن

خواهم که به خلوتکده ای از همه دور

"من باشم و من باشم و من باشم و من "

حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم

حال من خوب است اما با تو بهتر می شوم

آخ ... تا می بینمت یک جور دیگر می شوم

با تو حس شعر در من بیشتر گل می کند

یاسم و باران که می بارد معطر می شوم

در لباس آبی از من بیشتر دل می بری

آسمان وقتی که می پوشی کبوتر می شوم

آنقدر ها مرد هستم تا بمانم پای تو

می توانم مایه ی گهگاه دلگرمی شوم

میل - میل توست اما بی تو باور کن که من

در هجوم باد های سرد پرپر می شوم

کـل دنـیا را هـم کـه داشـته بـاشی...

کـل دنـیا را هـم کـه داشـته بـاشی...
بـاز هـم دلـت مـی خـواهد...
بـعضی وقـتها...
فـقط بـعضی وقـتها...
بـرای یـک لحـظه هـم کـه شـده...
هـمه ی دنـیای یـک نـفر بـاشی...

من میگم بهم نگاه

من میگم بهم نگاه آن

تو میگی که جون فدا کن

من میگم چشمات قشنگه

تو میگی دنیا دو رنگه

من میگم دلم اسیره

تو میگی که خیلی دیره

من میگم چشمات و واکن

تو میگی من و رها کن

من میگم قلبم رو نشکن

تو میگی من می شکنم من ؟

من میگم دلم رو بردی

تو میگی به من سپردی ؟

من میگم دلم شکسته است

تو میگی خوب میشه خسته است

من میگم بمون همیشه

تو میگی ببین نمی شه

من میگم تنهام می ذاری

تو میگی طاقت نداری

من میگم تنهایی سخته

تو میگی این دست بخته

من میگم خدا به همرات

تو میگی چه تلخه حرفات

من میگم که تا قیامت

برو زیبا به سلامت

من میگم خدا به همرات

تو میگی چه تلخه حرفات

من میگم که تا قیامت

برو زیبا به سلامت