وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

وبلاگ شاهین

بهترین وبلاگ شاهین

حالت چقدر خوب مى شود


حالت چقدر خوب مى شود
یکى پیدا شود
جنسش خالص باشد
بگوید هستم
از آن بودنهایى که هیچ وقت تمام نمى شود
تو هم بگویى
بزرگترین لذت دنیاست
کسى که دوست داشتن را
در کنار ماندن بلد باشد

باهام دعوا کن

باهام دعوا کن

باهام قهر کن

حرصم رو در بیار

بهونه بگیر

تازه اجازه داری بعضی وقتا اشکمو در بیار

اما

هیچ وقت اجازه نداری بری

هیچوقت تنهام نذار

مراقب باش

قبل از اینکه عاشقم شوی

مراخوب نگاه کن

مبادا چیزی از قلم بیافتد که بعدها به چشمت بیایدو تنهایم بگذاری

این دل من شیشه ایست

شکستنی است

دقت کن

مراقب باش

اگر میخواهی شخصیت گیرایی داشته باشی،

اگر میخواهی شخصیت گیرایی داشته باشی،
نباید کاری کنی که دیگران از تو خوششان بیاید،

بلکه بایدکاری کنی که وقتی درکنار آنها هستی،
نسبت به خودشان احساس بهتری داشته باشند ...

مینـــویســــم سـرشـــار از عـشـــق

مینـــویســــم سـرشـــار از عـشـــق

بـــرای تـــویــی کـــه همیــشـــــــه ...

تنهـــا مخـاطـبـــ خـــاصّ دل نـــوشـتـــ‌ه‌هــــای ِ منــــی!

بــــرای تــــو کـــه بـخـوانـــی! کــــه بـــدانـــی!

دوستـــــ داشتـنـتــــــ در مــــن بــــی‌انتـــهـاستـــــــ

دیگر صاف راه نمیروم


" دیگر صاف راه نمیروم "

مهم نیست میگویند

سالم نیستم

مهم این است تو میدانی

غم نبودنت

کمرم را خم کرده

" دیگر بهانه ات را نمیگیرم "

خیالت همه جا با من است

و زندگی زیباست

فقط از اینکه دیگران دیوانه صدایم میکنند

کمی آزرده ام

هدف های بزرگ، مانند دویدن هستند

هدف های بزرگ، مانند دویدن هستند


برای رسیدن به هدف های بزرگ، باید تلاش های کوچک را جدی گرفت.

برای دویدن، ابتدا باید راه رفت، سپس قدم ها را تند کرد و بعد دویدن را رقم زد.

دویدنِ ناگهانی و بدون مقدمه، هر کسی را از نفس می اندازد.

خاطرات خیلی عجیبند؛

خاطرات خیلی عجیبند؛

گاهی اوقات می خندیم،

به روزهای که گریه می کردیم!

گاهی گریه می کنیم؛

به یاد روزهایی که می خندیدیم …

در پشت غزلهاے من اے یار کسـے نیست

در پشت غزلهاے من اے یار کسـے نیست
خوابند همه خفته بیدار کسـے نیست

در خانه تاریکتر از زندگـے من
جز سایه تنهائـے و دیوار کسـے نیست

آن کس که به دنیاے غزل بدرقه مان کرد
رفته است وبا رفتنش انگار کسـے نیست

گر آمدن و رفتن او حادثه بوده است
پس منتظر لحظه دیدار کسـے نیست

ما جزء غزلهاے غریبانه خویشیم
ما را نفسـے در پـے تکرار کسـے نیست

هنگام سفر دست خداوند سپردیم
جز او که در این کوچه و بازار کسـے نیست

رفتـے و پس از رفتنت اے یار در این شهر
انگار کسـے هست وانگار کسـے نیست

گــاه دلم می‌گیرد ،

گــاه دلم می‌گیرد ،
گــاه زندگی سخت می‌شود .
گــاه تنها ، تنهایی آرامش می آورد
گــاه گذشته اذیتم می کند ...
این " گــاه " ها ، گــهگاه تمامِ روز و شب من می‌شوند ...
آن وقت بغض راه گــلویم را می‌گیرد ... !
درست مثل همین روزهــا ...

همه به شما میگویند


همه به شما میگویند:
روز خوبی داشته باشید
ولی من به شما می گویم:
روز خوبی را برای خودتان خلق کنید!
به فکر اومدن روزهای خوب نباشید آنها نخواهند آمد...
به فکر ساختن باشید;
روزهای خوب را باید ساخت...

زندگی نمیتواند

زندگی نمیتواند به هیچ طریق دیگری خودش را نشان دهد, جز آن طریقی که خود شما تصور کنید. شما با فکر کردن می توانید خالق زیبایی ها در زندگیتان باشید.
" پس همیشه به بهترینها فکر کنید" ...

ایستاده‌ام!!!!

ایستاده‌ام!!!!
کناره جاده ی خیالم،
و فریاد می زنم، مستقیم،
بسوی شهر آرامش،
به روستای فراموشی که کوچه هایش
بوی زندگی دهد،
یا شهری بنام عشق
آقا لطفا دربست