دل شما کاروانسرا نیست
نگذارید دیگران وسط دل شما
خستگی رابطه های قبلیشان را در کنند
کسی بیاید
مارا دعوت کند
به رفتن !
به رفتن از تمام کسانی که
رفته اند و ما هنوز درون آنها مانده ایم!
دوستت دارم
حتی اگر قرار باشد
شبی بی چراغ، در حسرت یافتنت
تمام پس کوچه ها را
زیر باران، قدم بزنم...
رفتن داریم تا رفتن
گاهی کسی با دلش میرود...
گاهی هم با پایش
یک رفتن هم داریم
فقط
اسمش رفتن است
اما نه کسی جایی میرود
نه دلی از دلی کنده میشود
و این عذاب است...!
وقتی دو عاشق از هم جدا میشن ...
دیگه نمیتونن مثل قبل دوست باشن ...
چون به قلب همدیگه زخم زدن ...
نمیتونن دشمن همدیگه باشن ...
چون زمانی عاشق بودن ..
تنها میتونن آشناترین غریبه برای همدیگه باشن
چیزی به من بگو
مثل بهار
مثلا شکوفه کن!
و یا ببار
مانند رحمتی بر درونم
یا رنگین کمان باش و
روحم را در آغوش بگیر
چیزی بگو
فراتر از حرف باشد
جانم را لمس کند
چیزی بگو
مثلا کنارت هستم...
دلم نگرفته از اینکه رفته*
دلگیرم
دلگیرم, از همه دوست داشتن هایی
که گفت...اما نداشت.