حالا فهمیدم که چرا ترکم کردو رفت
من میخواستم مالک دلش باشم اما او
فقط یک مستاجر میخواست!!!
ای در دل من،
میل و تمنا،
همه تو!
وندر سر من،
مایه سودا،
همه تو!
هر چند
به روزگار
در مینگرم
امروز
همه تویی
و
فردا
همه تو..
مینویسم برای دلم.
نَفَس که میکشم پُر میشود این حوالی از عطر ناب تو...
چشم میبندم و انگار چشم گشوده ام به چشمانت...
گاه و بیگاه اینجا دلی تنگ می شود و به آتش میکشد فاصله ها را...
طنین صدای تو لالایی شبهای تنهاییم می شود و من آرام به خواب می روم،به امید دیدن رویای تو...
کودک درونم هرازگاهی لجوج میشود و بیقرار...
بیقرار آن قلب مهربان با خندهای مستانه ...
آری مینویسم برای دلم.
گاهےبه خآطـِ ــرَش
ماندَنْ رآ تحــ َــملْ کن
رَفتــنْ از دسـ ـتِ همه بر مے آیــــَــــدْ
قلب مڹ خانهے عشق است
وتو مهمان منی
چشم مڹ روشڹ ازاسمت شده
چشماڹ منی
حرفهــایـت شـــــده
آرامش هر روز و شبم
همچو پروانہےعشقی و
تو در جاڹ منی
دوست داشتن ساده است و باور کردنش سخت
تو ساده باور کن که من سخت دوستت دارم . . .
♥️ وقتے یڪیو دوست دارے ...
اشڪشو در نیار ...
با اشڪاش از چشماش میوفتے ...
♥️ ازش فاصله نگیر ...
اگه سرد شه دیگه درست نمیشه ...
♥️ باهاش قهر نڪن ...
بے تو بودن رو یاد میگیره ...
♥️ تهدیدش نڪن ...
دعواش نڪن ...
میره پشته یڪے دیگه قایم میشه !
اون ادم پناهش میشه ...????
♥️ اگه دوستش دارے ...
همونجورے ڪه هست دوستش داشته باش ،
سعے نڪن عوضش ڪنے
♥️ اگه دوستش دارے ...
اشتباهاتشو به روش نیار ... آدم جایز و الخطاست...????
♥️ اگه دوستش دارے ...
تو اوج بدے ها و تلخے ها و سختے ها ...
از آغوشت بیرونش نڪن ...
بذار یاد بگیره دنیاش و زندگیش همون آغوشیه ڪه توشه !
نذار بره جاے دیگه ازدست تو گریه ڪنه اونوقته ڪه دیگه
تو ، توے قلبش جایے نداری.
خاطره هایت یک به یک از پیش رویم میگذرد
چقدرشیرین است
امامن خاطرت را میخواستم نه خاطره هایت را
دلـتنگــ تــــو ام
بـبـیــن چــگــــونـــه خــــسته ام
بـــه انتــــظار، کنــــــار پنجـــــــره نشستــــــه ام
هنـــــــوز شـبـــ ، بـــه یــــاد تـــــو چـشــم نبســــته ام...
اهل آرامش که شدی
شاد کردن دیگران ،
بیشتر از شاد بودن خودت
به دلت می چسبد ...
و از این کار حال خوشی پیدا میکنی
از درون به خود میبالی
ارزشمندتر از همیشهات میشوی
به این نقطه که برسی
آرامش وجودت را فرا میگیرد،
آرامشگر میشوی ...
نه به راحتی میرنجی
و نه به آسانی میرنجانی ...
آرامش
سهم دلهاییست
که نگاهشان به نگاه خداست ...
زندگی در گذر است !
آدمی رهگذر است !...
زندگی یڪ سفر است !...
آدمی همسفر است !...
آنچہ مےماند از او ...
راه و رسمِ سفر است !...
رهگذر مےگذرد !...
همه خوابند و من بیدارم امشب
دلم کرده هوای یارم امشب
غم عشق و فراقش مرهمی نیست
مداوای امیدی دارم امشب …